|
حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
اس ام اس ولنتاین
اس ام اس ولنتاین میگن امروز روز عشق و محبت،منم عشقم رو با تمام احساس تقدیم به بهترین و عزیز ترین دوستانم... روز عشق مبارک اس ام اس ولنتاین
اس ام اس ولنتاین
اس ام اس ولنتاین
اس ام اس ولنتاین
اس ام اس ولنتاین
اس ام اس ولنتاین
من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو. اس ام اس ولنتاین
و شب خواهم بود به امیدی که تو فانوس شب من باشی اس ام اس ولنتاین
قلب و دل یه چیزیه اما توی قلب تو جا شدن یه چیز دیگه اس ام اس ولنتاین
یک نسیم سرگردان؛ یک رویای نا تمام اس ام اس ولنتاین
[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 12:02 ] [ khaste-donya ]
به اندازه ی تمام دلتنگی های عمرم دلتنگم...
[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 12:02 ] [ khaste-donya ]
یکی داشت یکی نداشت،اونکه داشت تو بودی اون که جز تو کسی نداشت من بودم یکی رفت،یکی نرفت،اونکه رفت تو بودی اونکه به جز تو دنبال هیچکس نرفت من بودم! یکی خواست،یکی نخواست،اونکه میخواست من بودم اونکه هیچوقت منو نخواست تو بودی...
دعا کردم بدونی چشم به راتم،هنوز دلبسته ی بغض صداتم اگه بازم دلت با دیگرونه،چشات دنبال از ما بهترونه بذار با یاد تو دلخوش بمونم،فقط دلتنگیهات با من بمونه
صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند یک لحظه آنکه بی من هرگز نمینشست امروز به یاد کیست که یادم نمیکند...
آن روز که می گفتی دوستت دارم گفتمن نمیشنوم اما امروز که آرام گفتی دوستت ندارم میگم چرا داد میزنی؟
الهی خوشبخت شی عزیز عشقت همیشه پیشمه همیشه یکی هست که درد دلتو بهش بگی، ولی بترس از روزی که همون بشه درد دلت... کمی گیجم کمی منگم عجیب است،پریده بی جهت رنگم عجیب است تو را دیدم همین یک ساعت پیش برایت باز دلتنگم عجیب است...
از کجا باید به گرگ بودنش شک میکردم؟
به همین سادگی به همین تلخی پودر کیک نبودنه تو [ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 12:02 ] [ khaste-donya ]
مـــن تــــــــــو را دوستتــــــــــــــــــ نــدارم نـه... دوستتـــــــــــــــــــ نــدارم امـــا هنگامـــی کـه نیستـــــی غمگینـــــــــــــم و بـه آسمــــــــان آبــی بـالای سـرتـــــــــــــــــــــــ و ستــارگانـــــی کـه تـــــــــو را مـی بیننــــد رشکـــــــــــــ مـی بــــرم تـــــو را دوستــــــــــــــــــــــــ نــدارم امــا نمـی دانــــم چـــــــــــــــرا آنچـه مـی کنـــی در نظـــــرم بـی همتــــــا جلـــــــــــــــــــــوه مـی کنــد تـــــو را دوستـــــــــــــــــــــ نــدارم امــا هنگامــــی کـه نیستـــــــــــــــــــــی از هــــــــر صدایـــی بیــــــــــــــــــــــــزارم حتــی اگــر صـدای کسـانـــی بــاشد کـه دوستشــــــــان دارم زیـــرا صـــــــــــــدای آنهــا طنیـــن آهنگـــــــــــ صـــدایت را در گــوشــــم می شکننــــــــــــد تــــو را دوستــــــــــــــــــــــــــ نــدارم آه... مـی دانــــــم کـه دوستتـــــــــــــــــــــــــ نـــدارم امــا افســـــــوس کـه دیگــران دل ســـاده ام را کمتـــــــر بــــــــــــــــاور دارنــد و چـه بسـا بـه هنگــــام گـــذر مـی بینـــم کـه بـر مـــــــــــــــــــن مـی خندنـــــد زیـــرا آشکـــارا مـی بیننـــــد کـه نگـاهــــــــــم بـه دنبـــال تـوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 12:02 ] [ khaste-donya ]
دختر پسری با سرعت ۱۲۰کیلومتر سوار بر موتور سیکلت بودن.... دختر: آروم تر من میترسم. پسر: نه داره خوش میگذره. دختر:اصلا هم خوش نمیگذره تو رو خدا خواهش میکنم خیلی وحشتناکه. پسر: پس بگو دوستم داری. دختر: باشه باشه دوستت دارم حالا خواهش میکنم آروم تر. پسر: حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد) پسر: میتونی کلاه ایمنی منو برداری بذاری سرت داره اذیتم میکنه. و.... روزنامه های روز بعد: موتور سیکلتی با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت به ساختمان اثابت کرد. موتور سیکلت دو سر نشین داشت اما تنها یک نفر نجات یافت. حقیقت این بود که اول سر پایینی پسر متوجه شد ترمز بریده اما نخواست دختر بفهمه در عوض خواست یه بار دیگه از دختر بشنوه که دوستش داره( برای آخریـــــن بـــــــــار ) [ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 12:02 ] [ khaste-donya ]
راننده تاکسی بدون مسافر داشته می رفته یهو کنار خیابون یه مسافر میبینه کنار میزنه و سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه.یه دقیقه بعد مسافر از راننده میپرسه آقا منو میشناسی؟ راننده میگه:نه... در همین زمان راننده نگه میداره تا یه خانوم رو سوار کنه.خانوم عقب میشینه و مسافر مرد دوباره از راننده میپرسه منو میشناسی؟ راننده میگه:نه شما؟؟؟؟؟ مسافر میگه:من عزرائیلم. یهو خانومه به راننده میگه:ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟؟ راننده تا این رو میشنوه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه. بعد زنه و مرده با هم ماشینو میدزدن و میرن (راست یا دروغش با کسی که تعریف کرده ولی یکی میگفت این اتفاق واقعا افتاده است [ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 12:02 ] [ khaste-donya ]
سلام ای عشق
[ شنبه 11 شهریور 1391 ] [ 19:42 ] [ khaste-donya ]
رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا این روزها از دوستان و آشنایان هرکس مرا میبیند از دور می گوید: این روزها انگار حال و هوای دیگری داری!!
[ شنبه 11 شهریور 1391 ] [ 01:08 ] [ khaste-donya ]
اینو نوشتم تا بگم...!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!!!
"به حقیقت من و تو آگاهیم" هر ۲مون گمشده ۱ راهیم هر ۲ زخمی شده ۱ شلاق هر ۲ نفرین شده ۱ آهیم "من و تو عاشق و بی تدبیریم" من و تو مجرم و بی تقصیریم گر نباشیم در این راه باهم "بی گمان در تنهایی خود میمیریم" [ شنبه 11 شهریور 1391 ] [ 00:45 ] [ khaste-donya ]
من و خداوند هر روز فراموش میکنیم... " او " خطاهای من را و " من " لطف او را !! ___________________________________________________________________________________________ " میم مثل " بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !
دیده ای ؟!
شنیده ای ؟! بعضـــی ها بی نهایتـــــــــــــــند !
~ مـــــثل مـــــادر ~
ادامه مطلب [ شنبه 11 شهریور 1391 ] [ 00:43 ] [ khaste-donya ]
|
||
| [ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||