|
حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد.
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت... صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید: ""دوستتدارم""!!!!!!! [ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 18:43 ] [ khaste-donya ]
|
||
| [ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||