|
حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
[ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 12:36 ] [ khaste-donya ]
من شعر سکوتم را در گوش تو خواهم خواند، شب های بلندم را با یاد تو خواهم ماند، من ریشه ی عشقم را در قلب تو خواهم کاشت، آن صحبت اول را در خاطره خواهم داشت در این دنیا که حتی ابر ، نمی گرید به حال ما، همه از من گریزانند، تو هم بگذر از این تنها.. ادامه مطلب [ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 12:29 ] [ khaste-donya ]
یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن
در شهر غربت ای خدا هرگز تو ازارش مکن
هر چند او از رفتنش چشمان من گریان نمود
لیک ای خدای مهربان از غصه پر بارش مکن . . .
..
تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد
یه بغض شکسته رفیق گلو شد . . .
ادامه مطلب [ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 12:25 ] [ khaste-donya ]
[ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 12:18 ] [ khaste-donya ]
[ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 12:10 ] [ khaste-donya ]
اگه مجبور باشم انتخاب کنم ، بین دوست داشتنت ، یا نفس کشیدن ، از آخرین نفس استفاده می کنم ، تا بهت بگم ، دوستت دارم....
ا ادامه مطلب [ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 11:59 ] [ khaste-donya ]
[ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 11:52 ] [ khaste-donya ]
[ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 11:46 ] [ khaste-donya ]
خوشبختی من پیدا کردنِ تو از میانِ این همه ضمیر بود...
[ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 11:37 ] [ khaste-donya ]
هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم گر مانده ام خموش خدا داند و دلم خاطرم نیست تو از بارانی یا که از نسل نسیم هر چه هستی گذرا نیست هوایت ... بویت فقط آهسته بگو با دلم می مانی ...
[ یکشنبه 09 مهر 1391 ] [ 11:37 ] [ khaste-donya ]
|
||
| [ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||