|
حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
مچـــاله شده ام در خــــودم
با بوی سیگـــار و طعـــم تلخ چـــای مانده... پنجـــره را باز نکن! امـــروز دلم می خواهــــد غمگین باشـم!
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 01:10 ] [ khaste-donya ]
دلم بـــاران می خواهــــد و چتـــری خـــراب... و خیـــابانی که هیچ گاه به خانه ی تـــو نرسد! از: رضا کاظمی [ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 01:10 ] [ khaste-donya ]
نشستـــه ام در کــافه بی تـــو! بی چـــای! بی لبخنــد! تنهــا به امید یک میـــز دو نفـــره تا بیـــایی... [ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 01:10 ] [ khaste-donya ]
امــــروز...
یک صبـــح کسل تابستـــانی تــــو را ندارم...! یک نـــخ سیگــــار بر می دارم از خـــانه بیرون می زنــــم و با روحــــم بازی می کنـــم...
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 01:10 ] [ khaste-donya ]
[ پنجشنبه 16 شهریور 1391 ] [ 23:51 ] [ khaste-donya ]
برای " فرهــاد" شدن آب از سرم گذشته
دیگر تیشه به همه کوه های دنیا زدن هم دلی را تکان نمی دهد همه "فرهــادند" می دانم اما نقش "شیــرین" کندن را از قلم انداخته اند همه در اسم فقط "فرهــادند"...
[ پنجشنبه 16 شهریور 1391 ] [ 20:09 ] [ khaste-donya ]
چون پرستوی مهاجری که راه خانه اش را گم کرده سرگردانم
من هم مسیر زندگی ام را گم کرده ام هنگام کوچ، خورشید آرزوهایم آرام غروب کرد شب در راه است و من از شب می ترسم پر پروازم در شب بر حذر از پرواز است اندکی صبر باید کرد روز دیگر خورشید باز خواهد تابید و نوید پریدن را باز خواهد داد
[ پنجشنبه 16 شهریور 1391 ] [ 20:09 ] [ khaste-donya ]
نمی دانم فاصله ام تا خدا چقدر است که هر گاه او را صدا می کنم گویی که همین نزدیکی ست او انگار منتظر است که من تنها از ته دل بگویم خدا ... [ پنجشنبه 16 شهریور 1391 ] [ 20:09 ] [ khaste-donya ]
مقابلش که می ایستم سرم را پایین می اندازم می ترسم رسوای چشــم های شوم چرا که چشــم هایم تنها صداقت را بلدند زبانم دروغ می گوید، چشمانم اما لبریز صداقت می گویم دوستــــــت ندارم، از اول هم اشتباه فکر می کردم چشــم هایم فریاد می زنند دروغ می گوید ولی او دیگر رفته بدون اینکه نیم نگاهی به چشــم هایم بیندازد [ پنجشنبه 16 شهریور 1391 ] [ 20:09 ] [ khaste-donya ]
خدایا ... معبودم ... این شب هایم را به دست تو می سپارم دل شکسته ام را دخیلت می بندم دلم قرص است بهتربن ها را برایم رقم می زنی برایم نه ... برایمان برای من و همه دلهای طپنده ای که بَهر امید صدایت می کنند دلم قرص است بهترین ها را برایمان رقم می زنی
[ پنجشنبه 16 شهریور 1391 ] [ 20:09 ] [ khaste-donya ]
|
||
| [ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||