حرفهای یک دل خسته
دل خون 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لينک هاي مفيد

در خیابان دنبال می کردم

راه خویش را

سر راهم

آسمان را دیدم

در دلش 

مهتاب را

مِه ای پوشاند

بی تاب . . . !

[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 20:30 ] [ khaste-donya ]
در چشمه ی اشک

پیراهن عاشقانه هایمان را شستم

آویزانش کردم . . .

روی بند ، کمی پشت پنجره ی اتاقم !

باد می زد تند تند

شب بود

می ترسیدم !!!

[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 20:30 ] [ khaste-donya ]
" شهریور " است

همان که زمانی

از صندوقچه ی مُرداد

برایم ساز ِ پاییز را به سوغات آورد . . . . !

× × ×

شهریور ماه توست . . . .

ماه ِ من !


+ تقدیم به آنهایی که حسش را بی دغدغه می فهمند ! :)

[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 20:30 ] [ khaste-donya ]
دُمَش لای در گیر کرده بود !

در را که برایش باز کردم ...

فرار کرد !!!

(به کوچه ی علی چپ !!!)


پ ن : نمی دونم شاید یکم دارم زیادی پوشیده می نویسم !

+ داشتم کتاب سبز زیست 1 رو ورق میزدم .. یه جاش محض مزاح(!) نوشته بود :

هیج جمله قصاری نمی تونه به آدم کمک کنه !!! 

انگار راست می گفت ! مثل همین حقیقتای خنده دار ... !

[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 20:30 ] [ khaste-donya ]

نه منطق سرم میشود ... نه احساس !!! 

 

از وقتی جام جدایی را سر کشیده ام

برای داشتنت تشنه تر میشوم !


ادامه مطلب
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 20:30 ] [ khaste-donya ]
دیشب از بس در فکر من غلت زدی ، یادت رفت که بخوابی ..

و امشب برای راحت خوابیدنِ خودت

به من گفتی :

"بیا دیازپام بخور ! "

- - - -

+ من با ساعت خوابیدم !

[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 20:30 ] [ khaste-donya ]

 

 

 

 

 

آرزوی دیدار


من در آستان چشمان تو

دلم را و تمام دلم را باختم

بی آنکه تو بدانی وچه حقیرانه و مبهوت

به چشمانت خیره شدم شاید راز نگاه گنگم

را بفهمی اما افسوس...

حالا که گاه گاهی فرسنگ ها از من دور می شوی

چه ملتمسانه

دیدارت را آرزو می کنم
 
 
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 05:00 ] [ khaste-donya ]

 

 
 
 
 
 

 

برای تو ...

برای چشمهایت !

برای من ...

برای دردهایم !

برای ما ...

برای این همه تنهایی ...

ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند !!

 

 

[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 04:59 ] [ khaste-donya ]

 

 

 

 

از تو دلگیر نیستم!!!

از دلم دلگیرم

که نبودنت را صبورانه تحمل میکند...........

 

 


ادامه مطلب
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 04:58 ] [ khaste-donya ]

 

 

 

آمدنت را یادم نیست


بی صدا آمدی

بی آنکه من بدانم 

بی اجازه ماندی 

بی آنکه من بخواهم! 

اما اکنون، 

با ذره ذره وجودم 


ماندنت را امنا می کنم. 

  
  در قلبم بمان که ماندنت را سخت دوست دارم!!!   
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 04:55 ] [ khaste-donya ]
صفحه قبل1...2021222324...46صفحه بعد
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

کم کم یاد خواهی گرفت .. تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست .. و زنجیر کردن یک روح را اینکه .. عشق تکیه کردن نیست .. و رفاقت .. اطمینان خاطر و یاد میگیری که .. بوسه ها قرارداد نیستند کم کم یاد میگیری .باید باغ خودت را پرورش دهی .. به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی که محکم باشی .. پای هر خداحافظی یاد میگیری که .. خیلی می ارزی ..
امکانات وب

پيچک

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
سيستم افزايش آمار هوشمند تک باکس