|
حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
این روزهآ...روزه ام/.
و به وقت اذآن دلتنگے هآ
مهمــانــے خـدا که تمام شود ایــن مــטּــم که باوجــود روزه بودنم روزے چند وعــــده دلمــ تـــنگ است چشمــ هایمــ بارآن میخواهـــد...خدایآ فـــرو بردن بـ ـ ــ ـغض روزه را باطــــل نمیکــند؟؟؟ اما من عاشق تواَم آنـقدر که مے تـوانم شب هـا طورے بـه یـادت گریـه کنـم که خدا جایـم را بـا آسمان عـوض کنـد /!!!/
هر وقت منتظر ِ یه اتفـاقـی ُ دائم بهش فک میکنـی این اتفاق نمیوفته تــا زمـانـی که تقریبـا بیخیالش شـدی ُ دیگه بش فک نمیکنـی ... منم الان تصمیم گرفتم به چیزی فکر نکنم فعلا اینطوریه حالا تا بعد [ سهشنبه 14 شهریور 1391 ] [ 09:34 ] [ khaste-donya ]
|
||
| [ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||