حرفهای یک دل خسته
دل خون 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لينک هاي مفيد

هی که تو گفتی به اسم من کسی رو نداری

دیگه آدم شدی و به من نیازی نداری

فکر نکن که دنیا همینطور میمونه به کام تو

من که رفتم خط زدم خط سیاه به نام تو

چی خیال کردی منو ول کردی توی دستای باد

چطوری دلت اومد عشقمونو بردی ز یاد

مگه تو بویی نبردی از مرام و معرفت

رفتی و منو فروختی به غریبه عاقبت

میخوام این فکر تورو از تو سرم بیرون کنم

خونه ای که ساخته بودیم توی دل ویرون کنم

میدونم یه روز میشه میای سر حرفای من

اما اون روز دیگه دیره تو دیگه مردی واسه من

چی خیال کردی منو ول کردی توی دستای باد

چطوری دلت اومد عشقمونو بردی ز یاد

مگه تو بویی نبردی از مرام و معرفت

رفتی و منو فروختی به غریبه عاقبت

 


[ سه‌شنبه 07 شهریور 1391 ] [ 12:03 ] [ khaste-donya ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

کم کم یاد خواهی گرفت .. تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست .. و زنجیر کردن یک روح را اینکه .. عشق تکیه کردن نیست .. و رفاقت .. اطمینان خاطر و یاد میگیری که .. بوسه ها قرارداد نیستند کم کم یاد میگیری .باید باغ خودت را پرورش دهی .. به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی که محکم باشی .. پای هر خداحافظی یاد میگیری که .. خیلی می ارزی ..
امکانات وب

پيچک

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
سيستم افزايش آمار هوشمند تک باکس