|
حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
[ پنجشنبه 02 شهریور 1391 ] [ 16:48 ] [ khaste-donya ]
.... یه شب بهم گفت ای مهربون....
..... من می مونم تو هم بمون....
....گفتش بهم ای با وفا...
.... یادت نره این عهدمون....
....حالا کجا رفت اون بی وفا...
... یکی داشت و یکی نداشت...
... اونی که داشت تو بودی اونی که تورو نداشت من...
... یکی خواست و یکی نخواست...
...اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن رو نخواست من...
... یکی اورد و یکی نیاورد...
...اونی که اورد تو بودی و اونی که به جز تو به هیچ کسی ایمان نیاورد من...
... یکی موندو یکی نموند...
...اونی که موند تو بودی اونی که بدون تو نمی تونست بمونه من...
... یکی رفت و یکی نرفت...
...اونی که رفت تو بودی اونی که به خاطر تو تو قلب هیچ کسی نرفت من....
....داغ یک عشق قدیمو....
....شهر خاموش دلم رو....
.... اومدی تازه کردی....
.... تو پراوازه کردی.....
[ پنجشنبه 02 شهریور 1391 ] [ 16:46 ] [ khaste-donya ]
...وقتی که بن بست غربت سایه سارقفسم بود ...
...زیر رگبارمصیبت بی کسی تنهاکسم بود...
...میرسد روزی که بی من روزهارا سر کنی ...
...میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی...
...میرسدروزی که تنها در کنار عکس من ...
...نامه های کهنه ام رامو به مو از برکنی...
...دیدی اخرش نموندی منو تا جنون کشوندی...
...دلی که دادم دستت اخرش زدی شکوندی... [ پنجشنبه 02 شهریور 1391 ] [ 16:44 ] [ khaste-donya ]
..به هرکس دل سپردم بی وفا شد..
..چو پا بذرش شدم از من جدا شد..
..نمی دانم از اول بی وفا بود..
..یا نازش کشیدم بی وفا شد..
..کوچه وقتی که نباشی رگ خشکیده ی شهره..
..ماه توگوش خونه گفته دیگه با پنجره قهره..
..سقف دلبستگی بی تو واسه من سایه نداره..
..دلم از روزی که رفتی همسایه نداره..
...هر زمان برق نگاهت زند اتش به دلی ...
...ای گل ناز از این سوخته خرمن یادار...
[ پنجشنبه 02 شهریور 1391 ] [ 16:43 ] [ khaste-donya ]
...نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه ازادم
...نه ان لیلی تر از مجنون نه شیرینم نه فرهادم
...فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دل تنگم
...اگر ابی تر از ابم اگر همزاد مهتابم
...بدونه تو چه بی رنگم بدونه تو چه بی تابم [ پنجشنبه 02 شهریور 1391 ] [ 16:37 ] [ khaste-donya ]
[ پنجشنبه 02 شهریور 1391 ] [ 16:37 ] [ khaste-donya ]
...من که ميدانم شبي عمرم به پايان مي رسد...
...نوبت خاموشي من سهل واسان مي رسد...
...من که مي دانم که تا سرگرم بزم و مستي ام...
...مرگ ويرانگر چه بي رحم وشتابان مي رسد...
...من که مي دانم به دنيا اعتباري نيست...
...بين مرگ و ادمي قول و قراري نيست...
...من که مي دانم اجل ناخوانده وبيدادگر...
...سرزده مي ايد و راه فراري نيست... ...پس چرا ،پس چرا عاشق نباشم...
[ پنجشنبه 02 شهریور 1391 ] [ 16:37 ] [ khaste-donya ]
میشه تو چشمای تو گم شدو مرد..میشه دریارو به بغض توسپرد
...برای عاشقی عشقمو دادم.
...خیال کردم فقط عشقه که میمونه.
...ولی جای تمومه اون همه عشق.
...واسم موندش فقط.بغض شبونه.
...برای عاشقی ما کم نزاشتیم.
...خدا هم خودش اینو خوب میدونه .
...با این که دلم رو همه شکستن .
...میخونم بازم هنوزم عاشقونه.
...میخونم با خودم دیگه بریدم.
...دیگه به اخر جاده رسیدم.
[ پنجشنبه 02 شهریور 1391 ] [ 16:37 ] [ khaste-donya ]
[ پنجشنبه 02 شهریور 1391 ] [ 16:37 ] [ khaste-donya ]
[ پنجشنبه 02 شهریور 1391 ] [ 16:37 ] [ khaste-donya ]
|
||
| [ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||