|
حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
با توام آقا پسر... [ سهشنبه 21 شهریور 1391 ] [ 21:35 ] [ khaste-donya ]
کسی که نشسته است [ سهشنبه 21 شهریور 1391 ] [ 21:32 ] [ khaste-donya ]
چيه !؟ نگاه می کنی !!؟ آدم تنها ندیدی؟ به من نخند...!! من هم يه روزهايي عزیز دل کسی بودم . . . !!!!
[ سهشنبه 21 شهریور 1391 ] [ 14:51 ] [ khaste-donya ]
از نخل برهنه سایبانی نطلب از مردم این زمانه یاری نطلب
عزت به قناعت است و خواری به طمع
با عزت خود بساز و خواری نطلب
[ سهشنبه 21 شهریور 1391 ] [ 14:49 ] [ khaste-donya ]
از صمیم قلب و عاشقانه دوستت دارم [ دوشنبه 20 شهریور 1391 ] [ 20:05 ] [ khaste-donya ]
می دونی چی ازت می خوام ؟ برای چی باهات هستم ؟ می دونی من چه قد ساده دلم رو به دلت بستم ؟ می دونی آرزوم اینه یه بوسه از روی لبهات که داغه مثل آفتابی که تو مرداد می تابه بشه سهم لبای من می دونی از تو چی می خوام برای چی باهات هستم می دونی دوس دارم واست یه خورده بیشتر از هر کی تو زندگیت مهم باشم تا که مال خودم باشی. می دونی آرزوم اینه که سردی زمستونم به شوق داشتن عشقت دوباره باز بهاری شه می دونی آرزوم اینه که روز زن واسه عشقم تموم فکر و ذکر من فقط این باشه که چی من بگیرم من واسه عشقم..... [ دوشنبه 20 شهریور 1391 ] [ 14:43 ] [ khaste-donya ]
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تورو بردم , دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم...
[ یکشنبه 19 شهریور 1391 ] [ 16:26 ] [ khaste-donya ]
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو رو سینه را چون سینهها هفت آب شو از کینهها وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی گر سوی مستان میروی مستانه شو مستانه شو آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو اندیشهات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دلهای ما مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی تا کی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو شکرانه دادی عشق را از تحفهها و مالها هل مال را خود را بده شکرانه شو شکرانه شو یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر نطق زبان را ترک کن بیچانه شو بیچانه شو...
[ یکشنبه 19 شهریور 1391 ] [ 16:26 ] [ khaste-donya ]
تو ازادی همین حالا
خلاصه می شه هر روزم ، به این دنیای رویایی
تصور می کنم هستی
تو ازادی همین حالا
[ یکشنبه 19 شهریور 1391 ] [ 16:26 ] [ khaste-donya ]
ای ساربان ای ساربان آهسته ران کارام جانم میــرود
[ یکشنبه 19 شهریور 1391 ] [ 16:26 ] [ khaste-donya ]
|
||
| [ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||