حرفهای یک دل خسته
دل خون 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لينک هاي مفيد

دلم بدجوری گرفته. فقط میخوام سرم و بذارم رو سینه ات به موسیق تپش های قلبت گوش بدم تا شاید آروم بگیرم... تا شاید این اشک ها دست از سرم بردارن... چه قدر این نبودن تو دیر میگذره و سخت... سخت و طاقت فرسا... همه ی وجودم رو غم گرفته و هیچ راهی برای فرار کردن از این همه غم ندارم... هر چی بیشتر میدوم که بیشتر فاصله بگیرم ، بیشتر در من رخنه میکنند و من رو بیشتر به کام میکشند...

یادته همیشه ازم میپرسیدی که تو رو بیشتر دوست دارم یا آقای کاکتوس رو؟ حسود کچل! حالا فکر کنم این لحظه ها و حالی که من توی اونها دارم درست و حسابی ثابت کرده باشند که تو رو بیشتر دوست دارم... خیلی خیلی بیشتر از بیشتر تو رو دوست دارم...

نبودن تو ، زجرم میده... نبودن تو ، ثانیه ها و لحظه های رو منجمد میکنه... درد نبودن تو رو هیچ چیزی و هیچ کسی نمیتونه تسکین بده... تو اون منبع عظیم و سرشار از زندگی هستی که به من نیرویی میدی که معجزه کنم... حالا که تو نیستی من چه طور معجزه کنم؟ من چه طور معجزه کنم وقتی که وجودم وسط این گرمای طاقت فرسا منجمد شده چون تو نیستی...

خسته شدم بس که این قدر درد و اشک و غم نوشتم! زودتر برگرد خو!:دی!


[ جمعه 27 مرداد 1391 ] [ 18:51 ] [ khaste-donya ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

کم کم یاد خواهی گرفت .. تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست .. و زنجیر کردن یک روح را اینکه .. عشق تکیه کردن نیست .. و رفاقت .. اطمینان خاطر و یاد میگیری که .. بوسه ها قرارداد نیستند کم کم یاد میگیری .باید باغ خودت را پرورش دهی .. به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی که محکم باشی .. پای هر خداحافظی یاد میگیری که .. خیلی می ارزی ..
امکانات وب

پيچک

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
سيستم افزايش آمار هوشمند تک باکس