|
حرفهای یک دل خسته دل خون
| ||
|
آرزوی دیدار من در آستان چشمان تو دلم را و تمام دلم را باختم بی آنکه تو بدانی وچه حقیرانه و مبهوت به چشمانت خیره شدم شاید راز نگاه گنگم را بفهمی اما افسوس... حالا که گاه گاهی فرسنگ ها از من دور می شوی چه ملتمسانه دیدارت را آرزو می کنم [ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 05:00 ] [ khaste-donya ]
|
||
| [ طراح قالب : پيچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||